مفهوم نجات در مسیحیت

در اول قرنتیان 15 : 1 - 4 : ای برادران، اکنون میخواهم مژدۀ را که قبلاً به شما اعلام کرده بودم و شما قبول نمودید و در آن پایدار هستید، به یاد شما بیاورم. اگر در آن محکم باشید، بوسیلۀ آن نجات می یابید، مگر اینکه ایمان شما واقعی نباشد. آنچه را که به من رسیده بود، یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن اینست که مطابق پیشگویی های تورات و نوشته های انبیا، مسیح برای گناهان ما مُرد و دفن شد و نیز مطابق نوشته ها، در روز سوم زنده شد.
اعتقاد و ایمان مسیحی در این آیات مشخص است، آنچه که مسیحیت را در مقایسه با ادیان دیگر متمایز میسازد اینست که، مسیحیت بیش از آن که در رابطه با مراسم مذهبی باشد، در مورد یک مشارکت و رابطۀ شخصی بحث میکند.

شخص مسیحی به جای آنکه خود را مجبور به اطاعت از امر و نهی های مذهبی نماید، این هدف را دنبال میکند که رابطۀ بسیار نزدیک و صمیمانه با خدای پدر داشته باشد. ایجاد این رابطه تنها حاصل کار عیسی مسیح و عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران است.

مسیحیان ایمان دارند که هدف خدا از آفرینش انسان این بوده است تا انسان با خدا رابطه داشته باشد، اما گناه، تمام بشریت را از خدا جدا ساخت ( رومیان 3 : 23 و 5 : 12 ). مسیحیت تعلیم میدهد و مسیحیان ایمان دارند که عیسی مسیح خدای کامل وانسانی بی عیبی بود که بر این جهان خاکی قدم نهاد ( فلیپیان 2 : 6 الی 11 ) و بر صلیب جان داده پس از مرگ مدفون و روز سوم از مردگان برخاست و حال به دست راست خدای پدر نشسته تا برای ایمان داران شفاعت کند ( عبرانیان 7 : 25 ).

پیام مسیحیت، اعلام این حقیقت است که مرگ عیسی به روی صلیب برای پرداخت جریمۀ گناۀ تمام بشر کافی بوده و این همان عاملی اصلی است که رابطۀ گسیخته شده بین خدا و انسان را باز سازی میکند (عبرانیان 9 : 11 تا 14 و 10 : 10 ) ( رومیان 6 : 23 و 5 : 8 ). انسان برای اینکه نجات پیدا کند و به این رابطۀ احیا شده دست یابد، باید ایمان داشته باشد به کاری که عیسی مسیح بر روی صلیب به کمال رسانید. به اینکه مسیح به جای او مُرد و با مرگ خویش جریمۀ گناهان وی را پرداخت و بعد از سه روز از مرگ قیام کرد. اگر ایمان بیاورد، آن شخص نجات یافته است.

هیچ کس قادر نیست نجات را برای خود حاصل کند، در واقع هیچکس نمیتواند آنقدر نیکو و بی گناه باشد که بتواند خدا را خوشنود سازد، زیرا همۀ ما گنهکار هستیم ( اشعیا 64 : 6 - 7 و 53 : 6 ) علاوه بر این چون مسیح، آنچه را که برای نجات ما لازم بود بطور تمام و کمال انجام داد، نمیتوان چیزی بر آن افزود به همین دلیل هنگامیکه بر روی صلیب جان خود را فدا میساخت فرمود : تمام شد ( یوحنا 19 : 30 ) .

همان گونه که هیچ کس قادر نیست بواسطۀ اعمال نیک خود را نجات دهد، هیچ عاملی نیست که شخص نجات یافته را از نجاتیکه با ایمان، دریافت کرده است محروم سازد باید همیشه به خاطر داشت که عمل نجات، کار به کمال رسیدۀ است که با مرگ مسیح فراهم شد. پس در عمل نجات، فاعل مسیح است و مفعول شخص نجات یافته، یعنی دریافت کنندۀ این نجات عظیم.

یوحنا 10 : 27 - 29 میگوید : گوسفندان من صدای مرا میشنوند و من آنها را میشناسم، و آنها بدنبال من می آیند من به آنها زندگی ابدی می بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ کس نمیتواند آنها را از دست من بگیرد. پدری که آن ها را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچکس نمیتواند آنها را از دست پدر من بگیرد. شاید عده ای اشتباهاً تصور کنند : یک بار و برای همیشه نجات یافتم و حال میتوانم هر طوری که بخواهم زندگی کنم و هر گناهی را انجام دهم و ... و هیچ چیزی نمیتواند نجات را از من بگیرد، ولی باید بخاطر داشت، هنگامی که شخص نجات می یابد، از فرمانبرداری طبیعت کهنه و گناه آلود خویش آزاد میشود، او در واقع شخص آزادیست که میخواهد مشتاقانه در رابطۀ نزدیک و صمیمی با خدا رشد کند و تا زمانیکه ایماندار بر روی زمین زندگی میکند، همواره وسوسه میشود تا گناه کند.

در رابطه بین انسان و خدا، گناه همواره به صورت دیوار عمل میکند. اگر فردی در گناه زندگی میکند و به آن ادامه میدهد، از روابطی که خدا مایل است با او داشته باشد، لذت نخواهد برد و تنها طریقۀ پیروزی بر وسوسه و گناه اینست که ایمانداران خود را به مطالعه و اطاعت از اوامر کتاب مقدس بسپارند و هر روزه تحت ارادۀ روح القدس زندگی کنند.

زندگی تحت ارادۀ روح القدس ، یعنی سر سپردگی و پیروی از رهبری و نفوذ آن در زندگی روزمره. در حالیکه بسیاری از مذاهب پیروانان خود را به اطاعت از یک تعداد قوانین ترغیب میکنند، ولی مسیحیت یعنی رابطۀ شخصی و زنده با خدا، ایمان به عیسی مسیح، که با مرگ بر روی صلیب دَین گناهان بشر را پرداخت و روز سوم از مردگان برخاست. حالا همۀ ما میتوانیم با خدا مشارکت داشته باشیم، در مسیحیت قادر میشویم تا بر طبیعت گناه آلود خود غلبه کرده، در دوستی و اطاعت از خدا بسر بریم. این است مفهوم واقعی مسیحیت که کتاب مقدس به ما تعلیم میدهد.

از دولت ایران صریحاً خواسته شد که آزار بهائیان را متوقف سازد

دهم فوریه ۲۰۱۸ ساعت
نویسنده: مایکل بینیون ( Michael Binyon)
ترجمه: دیده بان مطبوعات ایران
وکلای بین­ المللی و فعّالان حقوق بشر طی نامۀ سر گشاده ­ای از رئیس شورای عالی حقوق بشر ایران درخواست کردند که به ظلم و ستم حکومت نسبت به بهائیان پایان دهد.

«کنوانسیون حفظ و ترویج تنوع مظاهر فرهنگی»

یک شنبه ، ۱۵ آبان ۱۳۹۰ ، ۱۳:۰۸کنفرانس عمومی سازمان آموزشی، علمی، فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در سی‌ و‌ سومین اجلاس خود در پاریس ۲۱-۳ اکتبر ۲۰۰۵

۶۶ درصد از کل اعدام‌های منطقه در ایران اجرا می شود

سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرد دست‌کم ده نفر در زندان رجایی‌شهر کرج جهت اعدام به سلول انفرادی منتقل شده اند.

اعتراف ناگزیر به خشم و انزجار مردم از آخوندها و نظام آخوندی

نفرت مردم از آخوندها و بویژه گوشمالی شدن و کشته شدن تعدادی از آنها به دست مردم، آخوندها را دچار وحشت کرده است.آخوندهای پریشان احوال از این وضعیت و نگران از عاقبت نظام و خودشان، نگرانیشان را با عناوینی ”مردم دیگر روحانیت را پناه خود نمی‌دانند“، ”دور شدن مردم از روحانیت“و ”واکنش منفی مردم به روحانیت“ ابراز می‌کنند.

حکم سنگین دادگاه انقلاب برای شهروند زرتشتی ایرانی آمریکایی و همسرش

کانون مدافعان حقوق بشر اعلام کرد که کارن وفاداری، شهروند زرتشتی و همسرش آفرین نیساری به تحمل زندان‌های طولانی مدت محکوم شده‌اند.

تراژدی مرگ مادران افغان؛ پزشکان بیکار، بیماران بی‌پزشک

تراژدی مرگ مادران افغان؛ پزشکان بیکار، بیماران بی‌پزشک



"دردهایم بسیار شدید شده بود. فرش کنج خانه را جمع کردند و کمی از خاک طویله را آنجا ریختند. سرپا نشسته بودم و از درد به خود می پیچیدم. استخوان زانوهای خوشویم/مادر شوهرم را روی کمرم حس می کردم. دستمالی را که روی شکمم بسته بود محکم می کشید. از هوش رفتم... مرا محکم سیلی می زد. چشم هایم سیاهی می‌رفت. می‌گفتند زبانت را بکش بیرون"
این شرح حال نیکبخت از لحظه زایمانش بود. دندانهای شکسته و ساییده شده او به خاطر دسته آهنی ملاقه‌ای که در زمان زایمان زیر دندانهایش گرفته بودند هنوز هم کاملا معلوم است.
نیکبخت یکی از میلیون ها زنی است که مجبور بوده به خاطر نبود پزشک و شفاخانه و یا به خاطر ناآگاهی مردم روستایی، در بدترین شرایط ممکن در یکی از مناطق دورافتاده افغانستان زایمان کند.
بسیاری از مردم روستایی با این باور که زایمان کار ناپاکی است زنان باردار را هنگام زایمان در مکان های کم‌نور و گاهی حتی به طویله انتقال می دهند و نیز به دلیل عدم آگاهی از مسایل بهداشتی از پارچه ها و وسایل غیر بهداشتی در هنگام زایمان استفاده می‌کنند.
افغانستان به دلیل آمار بالای مرگ و میر مادران در هنگام زایمان و عدم دسترسی به خدمات بهداشتی یکی از نامناسب ترین مکان ها برای مادر شدن در جهان است.

۳۷۳ متخصص زنان و زایمان برای ۱۳،۴ میلیون زن

وزارت بهداشت افغانستان می گوید که در این کشور ۳۷۳ متخصص زنان و زایمان وجود دارد و بر اساس آخرین آمار اعلام شده از سوی احصائیه مرکزی/ اداره مرکزی آمار افغانستان، جمعیت این کشور به ۲۷،۵ میلیون نفر می‌رسد که ۱۳،۴ میلیون نفر زن هستند. این حساب برای بیش از هر ۳۴ هزار و ۸۰۰ زن در این کشور یک متخصص زنان و زایمان وجود دارد.
اما مشکل تنها شمار اندک این متخصصان نیست، مشکل دیگر این است که بیشتر این متخصصا در شهرها هستند و جمعیت روستایی افغانستان از پزشکان متخصص زنان و زایمان بکلی محروم اند.
در حال حاضر در ۹ ولایت افغانستان پزشک متخصص زنان اصلا وجود ندارد. از مجموع ۳۷۳ متخصص، ۲۴۹ تن از آنها تنها در کابل کار می کنند. ۳۱ نفر در شهر مزارشریف، ۱۵ نفر در ولایت ننگرهار، ۱۲ نفر در ولایت هرات، چهار نفر در ولایت قندهار و ۶۲ متخصص دیگر در بیست ولایت دیگر مشغول هستندکمبود پزشک متخصص در روستاها و نبود خدمات بهداشتی لازم از دلایل مهم آمار بالای مرگ و میر مادران در افغانستان است.
آمار اعلام شده از سوی وزارت بهداشت افغانستان نشان می دهد که در سال ۲۰۰۴ از هر ۱۰۰ هزار مادر ۱۶۰۰ نفر جان خود را در هنگام زایمان از دست می‎داد.
در سال ۲۰۱۰ این تعداد به ۳۲۷ مورد کاهش یافت. مسئولان در افغانستان می‌گویند قرار است آنها این رقم را تا سال ۲۰۲۰ به ۸۰ نفر کاهش دهند.
به اساس آخرین بررسی های انجام شده در حال حاضر در هردو ساعت یک مادر در افغانستان در اثر زایمان و یا عوارض ناشی از آن جان می‌دهند.

پزشکان بیکار در شهرها و بیماران بی پزشک در روستاها

نسرین اوریاخیل عضو انجمن پزشکان متخصص زنان و زایمان و رئیس شفاخانه ملالی می‌گوید که آمار ارائه شده از سوی وزرات صحت در مورد شمار متخصصان زنان و زایمان، در حقیقت آمار متخصصانی است که عملا فعال هستند.
او می گوید که شماری از متخصصان زنان و زایمان در شهرهای بزرگ هستند که بیکارند.
به گفته وی، مشکلات امنیتی و اقتصادی مانع از فعالیت این زنان در بسیاری از ولایات و مناطق افغانستان شده است.
او تاکید می کند که مسئولان باید روی طرحی کار کنند که بتوانند محیط کاری امنی برای این متخصصان و خانواده شان ایجاد کنند از لحاظ اقتصادی شرایطی را برایشان فراهم کنند که آنها برای رفتن به ولایات تشویق شوند.
خانم اوریاخیل می گوید که انجمن پزشکان متخصص زنان و زایمان و وزارت بهداشت، تلاش های مشترکی را برای حل این مشکل آغاز کرده اند.
او بر تخصیص بودجه و توجه بیشتر از سوی دولت در بخش بهداشت زنان و زایمان تاکید کرد.

آموزش قابله ها و استخدام قابله های خارجی

وزارت صحت افغانستان برای حل مشکل کمبود پزشکان متخصص زنان، طرح آموزش قابله ها را روی دست گرفته است.
این وزارت آموزش قابله‌ها را یکی از دستاوردهای خود در ۱۳ سال گذشته نیز عنوان می کند. در تازه‌ترین گزارش وزارت بهداشت افغانستان، گفته شده که در سال ۲۰۰۲ تنها ۴۶۷ قابله در افغانستان وجود داشت اما امسال تعداد این قابله‌ها به بیشتر از ۴۶۰۰ نفر رسیده است.
حل مشکل کمبود پزشکان در روستاها، پای قابله‌های خارجی را نیز به افغانستان باز کرده است. اکنون شماری از قابله های تاجیکستانی از سوی موسسات غیردولتی استخدام و به شماری از مناطق دوردست افغانستان منتقل شده اند.
شاید مشکلات اقتصادی و به دست آوردن حقوق چند برابر از درآمد داخلی در کشور تاجیکستان، این قابله‌ها را برای رفتن به افغانستان راضی کرده است.
کاهش آمار مرگ و میر مادران و تامین خدمات بهداشتی به خصوص برای زنان و کودکان از اهداف مهم و اولی برنامه های وزارت بهداشت است.
مقامات این وزارت اعلام کرده اند که می‌کوشند در این بخش بودجه بیشتری را هزینه کنند تا مانند سالهای گذشته دستاوردهای خوبی داشته باشند.
بهبود وضعیت زنان افغان در ۱۳ سال گذشته قابل چشم پوشی نیست، در حال حاضر زنان افغان در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی حضور فعالی دارند و آنها را در تمامی سطوح جامعه می‌توان دید.
اما نگاه به آمار و ارقام نشان می‌دهد که زنان افغان در بسیاری از زمینه های مهم از جمله بهداشت و درمان، هنوز با مشکلات بسیار جدی مواجه‌اند. هرچند رسیدن به روزی که این مشکل کاملا حل شود نا ممکن نیست اما با توجه به شرایط و وضعیت کنونی، دیده می‌شود که تا رسیدن به آن مرحله راه درازی در پیش است و تلاش بسیار می‌خواهد.